بگذارید آیندگان بدانند که در سرزمین بلاخیز ایران هم بودند مردمی که عاشقانه زندگی کردند. تاریخ عاشق کشی در ایران، نشان از قربانیانی دارد که هرچند نامی نیک در روزگار برای خود به جا گذاشته اند اما همواره زخم خورده و رنج دیده ی روزگاری بوده اند که در آن زیسته اند.بگذارید باور کنند در این بلاد هم آدمهایی سالهای سال دندان به جگر گرفتند و نترسیدند و غصه خوردند وغصه دانشان ترکید.
تاریخ چشمهایش کور است نمی بیند. تو چشمهایت را باز کن. او زود فراموش می کند تو یادم باش
فقط به من اشاره کن ٬ تمام می شوم شبی سرِپیچ کوچه که می گردی آرام ،چارقد سفید گلدارت را در باد تاب بده. عطر زلفهایت چند وقت پیشتر می رسد من من آری من همان پسرکی هستم که بالای درخت گردو هر روز منتظر است گردو ها در زمستان چوب اند و چشمهای من یخ زده اند به کوچه باغیِ تاریک ستاره های چشمهایت را از زمین بردار اینجا سخت آسمان تاریک است